محمد خوانسارى

227

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

اين شيشه چيست ؟ كه جواب سركه يا الكل يا شير يا عسل يا آب يا چيز ديگر است كه هريك از آنها نوع است . امّا اگر سؤال از امر كلّى باشد ، آنچه شايسته است در جواب بيايد ، حدّ تامّ ( جنس قريب + فصل قريب ) است . مثلا چون بپرسند « سركه چيست ؟ » در جواب مىگوئيم « مايعى اسيدى كه از تخمير انگور بدست آمده است » . نوع و حدّ تامّ هردو دربردارندهء همهء ذاتيّات شىء هستند . منتهى در نوع همهء ذاتيات در يك لفظ كه معمولا همان اسم كلّى شىء است جمع شده ، و در حدّ تام همان ذاتيّات به تفصيل آمده است . پس ماهيّت عبارت است از كلّ ذاتيات يك شىء « 1 » . « ماهيّت » و « ذات » و « حقيقت » در بسيارى از موارد ، درست به يك معنى به كار مىرود . اگرچه گاه اختلافات رقيقى در معنى آنها هست . مرحوم سبزوارى مىگويد : ما قيل فى جواب « ما الحقيقة ؟ » * مهيّة . و الذّات و الحقيقة . قيلت عليها مع وجود خارجى * و كلّها المعقول ثانيا يجى يعنى ذات و حقيقت به شرط وجود خارجى بر ماهيّت اطلاق مىشود . بنابراين درست نيست بگويند « ذات العنقاء » ، بلكه بايد گفت « ماهيّة العنقا ، » . پس ماهيّت اعمّ از ذات و حقيقت است . زيرا ماهيّت هم ماهيّات موجود را شامل مىشود و هم ماهيّات معدوم را . لكن ربّما لا يراعى هذا الفرق فيستعمل كلّ بمعنى . يعنى غالبا مراعات اين فرق دقيق نمىشود و هر سه به يك معنى ( يعنى بعنوان مترادف ) به كار مىروند ( الهيّات منظومه ، ص 88 ) . ماهيّت به يك معنى ديگر هم به كار مىرود و آن « ما به الشىء هو هو » است . يعنى آنچه آن شىء به آن ، آن است . اين معنى اعمّ از معنى نخستين است . زيرا به اين معنى بر وجود هم قابل اطلاق است « 2 » .

--> ( 1 ) . گفته نشود كه ما در مورد ماهيّت مىگوئيم كه مجموعهء ذاتيات يك شىء است . و از طرف ديگر در تعريف ذاتى مىگوئيم كه جزء ماهيّت است . و اين چيزى جز دور نيست . چون مراد از اين تعبيرات تعريف نيست . بلكه مراد تنبيه است . و حق اين است كه ماهيّت هم مانند وجود از تصوّرات بديهى است . ( 2 ) . وقتى مىگوئيم واجب تعالى داراى ماهيّت نيست ، ماهيّتى كه از او مسلوب است ، بمعنى « ما به الشىء هو هو » نيست . زيرا « ما به الشىء هو هو » ذات است . و اين معنى بر وجود نيز اطلاق مىشود . بنابراين ماهيّتى كه از حقّ تعالى سلب مىشود همان چيستى يعنى « ما يقال فى جواب ما هو ؟ » است كه مخالف معنى وجود است .